تبلیغات
Raspina - خلاقیت و ابتکار حتی از درون زندان
Raspina
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

خلاقیت و ابتکار حتی از درون زندان


پیرمردی تنها در مزرعه ای زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد:

«پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.

دوستدار تو پدر.»


چند روز بعد، پیرمرد این نامه را از طرف پسرش دریافت کرد: «پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.»


صبح فردای آن روز، مأموران و افسران پلیس محلی وارد مزرعه شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده است؟


 پسرش پاسخ داد: «پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار. این تنها کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.» 







نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : Raspina Group


درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ راسپینا خوش آمدید.
امیدوارم از این وبلاگ راضی باشید.
در این وبلاگ ما سعی داریم تا مطالبی در مورد جمله های زیبا و کمی مهارت های زندگی بگذاریم.
لطفا نظر یادتان نرود.

با تشکر
گروه راسپینا

مدیر وبلاگ : Raspina Group
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درباره ی وبلاگ ما چیه؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :